ارشیاخورشید سرزمین زندگیمان

پسر هنرمند من

1392/3/3 14:09
نویسنده : مامان ارشیا
412 بازدید
اشتراک گذاری

ارشیا جون خیلی هنرمندی بیرون هر کاری رو که می بینی تا میای خونه ادای همون کار رو در میاری میری ارایشگاه میای خونه   یه قیچی و یه شونه ورمیداری موهای عروسکات رو اصلاح  میکنی نجار میبینی میشی نجار دکتر میبینی میشی دکتر ماشین تریلی  میاد دم درخونه یه مصالح خالی کنه زود تو هم پشت ماشینتو پر لقوهات (ساختمان سازی) میکنی میگی اجر خالی میکنم میری مغازمون میای خونه ای داد بیدادتعجب میبینم برنج ها رو میریزی لای روز نامه باند پیچی میکنی چسب میزنی میچینی رو میز میگی اینا دگمه هستن برو پول بیار از من اینا رو بخرخنده خوشگل مامان امروز هم صب رفتیم گل فروشی  یه دسته گل گرفتیم برا نی نی خاله رویا(دکتر نادی)تازه تو این دنیا قدم گذاشته قدمش مبارک بعدا که اومدیم خونه من بعد ناهار طبق معمول لالا کردم تو مشغول بازی تو اتاقت و دیدن TVو پلی استیشن بازی و .....4که بیدار شدم دیدم یه دسته گل البته علف های تو باغچه مون رو کنده بودی با چسب ته اشون رو چسب زده بودی دادی به من میگم اشی این دیگه چیه یادم افتاد که تقلید کاری گل فروشیه اخه امروز رفته بودیم خلاصه بیرون هر کاری رو که ببینی تا رسیدیم خونه با ذهنیت خودت از وسایلی که تو خونه هس ادای همون کار رو در میاری فداش برم الهی هنرمند کوچولوی من.  

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

خاله مهری
5 خرداد 92 10:38
خانوم خانوما چه خودشو تحویل گرفته معلومه اگه تنبلی کنه به مامی جونش رفته دیگه